آقا ما یه جهالتی کردیم امروز و رفتیم صاف نشستیم جلوی دو تا بانوی شدیدا حراف که الحق چه نفسی هم داشتن این دوتا...واااای...دقیقا تا آخرین ثانیه های تدریس استاد که من اصلا صداشو نشنیدم اینا داشتن یک ریز و بدون استراحت حرف میزدن....خدا یه شوهراشون رحم کنه..!