تبليغاتX
نبودن بی تو -
ببینم... وقتی تو از تمامِ روزت واسم حرف میزنی و کوچیک و بزرگش رو برام میگی..همه اونا که خصوصی هستن و همه اونا که به منم مربوط میشن.. وقتی تو برام از متلک فلان پسر به فلان دختر میگی(یا خودت!) من ... راستش من نمیدونم باید چه عکس العملی نشون بدم؟؟... این حکایت دوست داشتنت بدجوریه!  میخوامت اما نمیدونم.!!!
آره...باور کن تعجب داره.وختی کنارمی عاشقمی و وقتی ازم دور میشی و پشت تلفن میری حرفات دلم رو میلرزونه ... من دوست داشتن رو دختر با تو معنا کردم...و دیگر هیچ!

+ شاید حال ِ من ضایع س. اما تا حالا شده بخوای بعد از کلی دوری از کسی که خیلی برات مهمه و دوستش هم داری..بری پیشش و همونجا هم بمونی؟؟ حالِ تو رو اونجا نمیدونم چطوره اما حس ِ من آمیخته شده با کمی ترس
ترس از عدم دوری و عدم دوستی...
... باشد که ما از این حسابها نداشته باشیم. وسلام
+ نوشته شده در Thu 24 Apr 2008ساعت 4:29 PM توسط م.ر |