. . . هنگامی که خانم مارتین سه سکه 10 سنتی برای سه ساعت کار..کف دست شما گذاشت چه احساسی پیدا کردی؟
من گفتم:این احساس را که مقدارش کافی نیست.انگار هیچ چیز نبود.من ناامید شدم.
*و این همان احساسی است که کارمندان هنگام دریافت چک حقوقی شان پیدا می کنند.بویژه چس از اینکه تمام مالیات ها و کسر حقوق هم از آن کاسته می شود.حداقل تو صد در صد پولت رو گرفتی!.
من با تعجب پرسیدم:منظورتان این است که کارمندان تمام حقوقشان را دریافت نمی کنند؟
پدرم گفت: معلوم است که نه! دولت اولین کسی است که در آن شریک می شود.
پرسیدم: ولی چگونه؟؟
پدر پولدار پاسخ داد:از طریق مالیات ها. وقتی پول در می آوری باید مالیات بدهی _ مالیات بر درآمد _ . وقتی خرج می کنی باز باید مالیات بدهی.هنگام پس انداز هم باید مالیات بدهی.حتی مردن هم مالیات دارد.
چرا مردم به دولت اجازه می دهند چنین کاری با ایشان بکند؟
پدر پولدارم با لبخندی پاسخ داد:پولدارها چنین اجازه ای نمی دهند. کم درآمد هاو اقشار متوسط این اجازه را می دهند.با تو شرط می بندم که درآمد من بیشتر از پدر تو است..با این وجود او مالیات بیشتری می پردازد.
من پرسیدم: چرا اینطور است؟ برای یک پسر بچه 9 ساله به سن و سال من.. این امر معنی نداشت.
((چرا بعضی ها به دولت اجازه چنین کاری را می دهند؟))